به نام خدای عاشقان
سلام عشق من
امیدوارم که خوبه خوب باشی...الان که دارم مینویسم شب 5شنبه هست و ساعت 8 شب...گفتم فردا که وقت نمیکنم بنویسم بذار الان بنویسم...
جمعه به گفته ی خیلیها روز عشق هست(ولی هنوزم که هنوزه میگم شنبه یعنی 14 فوریه ولن هست...)
روز عشق بر عاشقان مبارک...از جمله خودم و خودت...یه تبریک سفارشی واسه تنها بهانه ی زندگیم...واسه عشقم جوونم نفسم..واسه حسنم...
الان که مینویسم هدیه تو راهه و وقتی اینو میخونی به دستت رسیده به احتمال زیاد...
درسته هدیه ی خیلی کوچیکیه...درسته بهم ریخته توی بار و ...ولی اون دفتری که میبینی با کلی عشق نوشتم...با تمام وجود روی تصاویرش کار کردم...اون تصویرارو خودم نکشیدم یعنی کشیدم ولی طرحش واسه کسه دیگه ای بوده و من راستشو بخوای کپ زدم..
امیدوارم که خوشت اومده باشه..حواست به دستبندم(یعنی دستبندت باشه)..اونو هم خیلی دوسش دارم...امیدوارم که لیاقت داشتنه حلقه ات رو داشته باشم...خودبه خود اشک از چشام اومد...دلم خیلی گرفته...باشه بابا پاکشون میکنم...
.
.
.بیا خوب شد؟؟؟
اگه بودی خیلی برنامه ها داشتم واست...انشالله واسه تولدت جبران میکنم...دوست داشتم چیزی میگرتم که دهن پر باشه و پزش رو بیای ولی خیلی گرون بودن و نتونستم بگیرم...بازم شرمنده....
حرفای قشنگ بزنیم امروز رو...
يک بوسه زلبهاي تودرخواب گرفتم/گوئي که گل ازچشمه مهتاب گرفتم
هرگزنتواني که زمن دوربماني/چون عکس تورادردل خودقاب گرفتم
اینم از حرف قشنگ...
چقدر دوست داشتم پیشت بودم...چقدر دوست داشتم خودم هدیه تو میدادم نه مامور پست نه به دست آبجی معصوم یا هر کسه دیگه ای...دوست داشتم وقتی هدیه تو بهت میدادم بوست میکردم...اذیتت میکردم واسه دادنه کادو...دوست داشتم از ذوق میپریدم تو بغلت...
ایشالله دفعات بعدی...
خیلی دلم میخواد شارژ میگرفتم و باهات صحبت میکردم ولی گفتی نگیر...گفتی که خیلی خودخواهی ...حالا میخوام ثابت کنم که واسه تو بود...واسه خودم بود...نه خودخواهیم...امیدوارم ببخشیم...دیگه با دل خوش برو دانشگاه...
همه میگن روز ولنتاین روز عاشقاست...روز بهم رسیدنه...ما عاشق هستیم ولی بهم نرسیدیم...خدامون بزرگه مگه نه؟؟؟آره که هست...حتما یه حکمتی توی تک تکه کاراش هست...دوریمون...دلتنگیامون...
نمیدونم چی بگم؟؟؟بذار چندتا شعر پیدا کنم واست بذارم...بعضیاش هم اس ام اسایی هست که میخواستم واست بفرستم که هم شارژ نداشتم و هم گوشی تو خاموش بود....
گل سرخ یادم رفت واست بذارم..البته تا وقتی بهت برسه پژمرده میشد...
خيره مي شوم به عقربه ها مي شمارم لحظه هاي بودنت را چشمانم را كه مي بندم گاه گاهي برايم مي خواني دفتر سفيدم را مي گشايم مي نشينم در خلوت اتاقم و از سرماي نبودنت خود را در آغوش مي كشم و سكوتِ لحظه هايم را مي نگارم براي كسي كه مثل خون تو رگهامه
.
.
.
وقتي مي خواهم بگويم چقدر برام عزيزي واژه ها کم مي آورند به همين جهت ساده مي گويم که دوستت دارم
.
.
.
خوبي خوبتر از تمام فصل هاي عاشق تو مهرباني مهربانتر از نسيمي كه به وقت تنهايي هم آواز دلتنگي ام بود.توعزيزي عزيزتر از هوايي كه هر لحظه مهمان وجودم مي شود.عاشقانه مي پرستمت واي كاش هرگز پناه امن دستهايت را از وجود بي ارزشم نگيري...دوستت دارم با تمام وجودم
.
.
.
تو را به جاي همه كساني که نميشناختم دوست ميدارم تو را به جاي همه روزگاراني که نميزيستهام دوست ميدارم براي خاطر عطر گسترهي بيکران و براي خاطر عطر نان گرم براي خاطر برفي که آب ميشود، براي نخستين گل، براي خاطر جانوران پاکي که آدمي نميرماندشان تو را به جاي همه كساني که دوست نميدارم دوست ميدارم تو را براي دوست داشتن دوست ميدارم
.
.
.
تو را چون موج دريا دوست دارم تو را چون عطر گلها دوست دارم بخند اي غنچه زيباي مستي که من خنديدنت را دوست دارم
همه ی اینا رو گفتم همه یاینا حرفای دلمه بابا یک کلمه میخوام بگم دوست دارم با همه ی وجودم...با چه زبونی بهت بگم...جوونمم میدم برات چه طوری بگم؟؟؟چه جوری بهت ثابت کنم جوونمی نفسمی عمرمی...دوست دارم حسن...دوست دارم...
دیگه هیجی به ذهنم نمیرسه...
خدای عاشقا پشت و پناهت
دوست دارم
یاعلی
مزاحمت نمیشم...دیگه شرمنده بخاطر هدیه ی کوچیک و ناقابلم...
خوش باشی و سربلند...
یاعلی












